تبليغاتX
مرداب یخی
دلباخته

                                آغاز کسی باش که پایان توباشد

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند:بارخدایا توکه بشر رااینقدر دوست داری غم را دیگر چرا آفریدی؟خداوند گفت:غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 11:36 توسط ..:: مرجان ::..

                            عشق ابدی است و اگرنباشد عشق نیست

محاکه عشق بود وقاضی عقل وعشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه از مغز شده بود یعنی فراموشی قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همۀ

اعضا با او مخالف بودند قلب شروع کردبه طرفداری عشق آهای چشم مگر تو نبودی که هرروزآرزوی دیدن اونو داشتی ای گوش مگر تونبودی که هرروزآرزوی دیدن اونو داشتی ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی وشما پاها که همیشه آماده رفتن به سویش بودیدحالا چرا این چنین با او مخالفید همۀ اعضا روی برگرداندندوبه نشانۀ اعتراض جلسه را ترک کردندتنها عقلگفت:دیدی قلب همه از عشق بیزاراست ولی من متحیرم که با وجودی که عشق بیش از همه تو را آزرده چرا هنوز او را حمایت می کنی قلب نالیدکه من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بودوتنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار می کند و فقط با عشق می توان یک قلب واقعی باشم پس من همیشه از او حمایت خواهم کرد حتی اگر نابود شوم




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 11:35 توسط ..:: مرجان ::..




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:14 توسط ..:: مرجان ::..




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:13 توسط ..:: مرجان ::..




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:5 توسط ..:: مرجان ::..




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:4 توسط ..:: مرجان ::..

Image and video hosting by TinyPic)">



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:4 توسط ..:: مرجان ::..




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:1 توسط ..:: مرجان ::..

زندگي يعني اين

دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است .

 


 

پیش خودم دل بستمو...بهش نگفتم حرفمو...حتی نگاه عاشقش ...باز نشکست طلسممو...خواستم بگم هرچی که هست...مهر سکوتم نشکست...بغش گلومو باز گرفت...من کم شدم اون ننشست...راستش زبونم بند اومد...وقفه تو اوج سایه کرد...رفت و خلا منو گرفت...من موندم و سکوت درد...هرچی تو فکرم بود، نبود...خالی شدم از کلمه...خواستم که راحتم کنه...خسته شدم یه عالمه...شاید یه لحظه ای دیگه...فرصت عاشقی بشه...دوباره یک شانس دیگه...شانس شقایقی باشه...شاید یه جا یه فرصتی ...لحظه مجالمون بده...گفتنی رو باید بگم...گریه اگه اموووون بده...پیش خودم دل بستمو...بهش نگفتم حرفمو...حتی نگاه عاشقش ....باز نشکست طلسممو...خواستم بگم هرچی که هست....مهر سکوتم نشکست...بغش گلومو باز گرفت...من کم شدم اون ننشست

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 22:40 توسط ..:: مرجان ::..

زندگي يعني اين

دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است .

 


 

پیش خودم دل بستمو...بهش نگفتم حرفمو...حتی نگاه عاشقش ...باز نشکست طلسممو...خواستم بگم هرچی که هست...مهر سکوتم نشکست...بغش گلومو باز گرفت...من کم شدم اون ننشست...راستش زبونم بند اومد...وقفه تو اوج سایه کرد...رفت و خلا منو گرفت...من موندم و سکوت درد...هرچی تو فکرم بود، نبود...خالی شدم از کلمه...خواستم که راحتم کنه...خسته شدم یه عالمه...شاید یه لحظه ای دیگه...فرصت عاشقی بشه...دوباره یک شانس دیگه...شانس شقایقی باشه...شاید یه جا یه فرصتی ...لحظه مجالمون بده...گفتنی رو باید بگم...گریه اگه اموووون بده...پیش خودم دل بستمو...بهش نگفتم حرفمو...حتی نگاه عاشقش ....باز نشکست طلسممو...خواستم بگم هرچی که هست....مهر سکوتم نشکست...بغش گلومو باز گرفت...من کم شدم اون ننشست

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 22:39 توسط ..:: مرجان ::..